|
سلطان قلبها سرزمینی پاک در دل کویر معروف به بهشت کویر(نگین کویر)
|
[ سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 ] [ 17:18 ] [ Meysam ]
[ ]
شب بود ,شمع بود , من بودم و غم شب رفت ,شمع سوخت , من ماندم و غم [ سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 ] [ 17:14 ] [ Meysam ]
[ ]
يك شب به یاد چشمت در گوشه ای نشستم اون وقت به احترامت چشم به گریه بستم همچون نسیم و رویا بود آن هوای مستت نازک بود از حریری آن نازهای دستت سوگند به پاکی عشق پیمان و عهد بستیم آن شب سکوت لب را با بوسه ای شکستیم هرچند که بوسه هایت بوی هوس ندارد لیکن بر این لب من احساس را برآرد آن نام تشنه ات را سیراب گر نکردم شرمنده ام زرویت که اجتناب کردم [ دوشنبه هفتم فروردین 1391 ] [ 11:45 ] [ Meysam ]
[ ]
[ دوشنبه هفتم فروردین 1391 ] [ 11:24 ] [ Meysam ]
[ ]
اگه دلم تنگ میشه خیلی برات منو ببخش [ دوشنبه هفتم فروردین 1391 ] [ 11:22 ] [ Meysam ]
[ ]
[ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ 10:45 ] [ Meysam ]
[ ]
[ شنبه بیستم اسفند 1390 ] [ 18:27 ] [ Meysam ]
[ ]
خداجونم این دفعه اومدم فقط بهت بگم خـــــــــــــــــــــــــــــــــــیلی دوست دارم خداجونم خـــــــــــــــــــــــــــــدایا دلم می خوادهمیشه ازتو بگم،همیشه ازتوبنویسم خــــــــــــــــــــــــداجونم ازت خواهش می کنم به همه ی ما کمک کن راه مونوپیداکنیم بهمون کمک کن هرگزازتوغافل نشیم خیلی دوست درام خداجونم
[ شنبه بیستم اسفند 1390 ] [ 18:20 ] [ Meysam ]
[ ]
[ یکشنبه هفتم اسفند 1390 ] [ 17:11 ] [ Meysam ]
[ ]
همه واسه عشقشون گل میفرستن
من موندم واسه گلم چی بفرستم..... [ یکشنبه هفتم اسفند 1390 ] [ 17:3 ] [ Meysam ]
[ ]
زن وشوهر جوانی سوار برموتورسیکلت در دل شب می راندند. روز بعد روزنامه ها نوشتند جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند [ یکشنبه هفتم اسفند 1390 ] [ 16:54 ] [ Meysam ]
[ ]
![]() مردی درحال تمیز کردن اتومبیل تازه خود بود که متوجه شد
پسر ۸ ساله اش بر روی ماشین خط می اندازد مرد با عصبانیت چندین مرتبه ضربات محکمی بر دستان کودک زد
بدون اینکه متوجه آچاری که در دستش بود شود در بیمارستان کودک انگشتان دست خود را از دست داد کودک پرسید : پدر انگشتان من کی دوباره رشد می کنند ؟ مرد نمی توانست سخنی بگوید به سمت ماشین بازگشت و شروع به لگد مال کردن ماشین کرد و چشمش به خراشیدگی که کودک کرده بود خورد که نوشته بود !!! پدردوستت دارم [ یکشنبه سی ام بهمن 1390 ] [ 14:8 ] [ Meysam ]
[ ]
من بدون تو .....
[ یکشنبه سی ام بهمن 1390 ] [ 13:26 ] [ Meysam ]
[ ]
حس که پیدا شد عشق عشق باریدن گرفت.... هیچ می دانی رمز عاشق بودن هر کس فقط این است: ساده بودن ساده دیدن ساده پذیرفتن.... پس ساده می گویم:::::
[ یکشنبه سی ام بهمن 1390 ] [ 13:1 ] [ Meysam ]
[ ]
خاطرت خیلی عزیزه
اشکام برات می ریزه مهربونیهای بی حدت دلمو کرده اسیرت حرفای خوب وقشنگت حس زنده موندنم چشای پاک ونجیبت حس منتظر موندنم چقدر خوبی .........حیف که خیلی دوری [ یکشنبه سی ام بهمن 1390 ] [ 12:54 ] [ Meysam ]
[ ]
|
|
| [ فالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |